تبليغاتX
عابری زیر آسمان سربی کوتاه

به خشنودی اهورامزدا

انسان زندگی مرگ

گمان می کنم که احمد شاملو همه چیزی را در مورد انسان گفته است که می نویسم ...

قناری گفت :- کُره ی ما

کره ی قفس ها با میله های ِ زرین و چینه دان ِ چینی .

ماهی ی ِ سرخ ِ سفره ی ِ هفت سین اش به محیطی تعبیر کرد

که هر بهار

                متبلور می شود .

کرکس گفت : - سیاره ی ِ من

سیاره ی ِ بی همتایی که در آن

مرگ

       مائده می آفریند .

کوسه گفت : - زمین

سفره یِ برکت خیز ِ اقیانوس ها .

انسان سخنی نگفت

تنها او بود که جامه به تن داشت

و آستین اش از اشک تَر بود .

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 19:33 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


کاش همه چیز به همین آسانی بود .

می خواستم در مورد انسان و انسانیت بنویسم و با خود گفتم که باید از کوچکترین بخش شروع کنم و آن معنی کلمه ی انسان بود . و در یک جستجوی ساده به این نتیجه رسیدم :

( اسم ) 1 - جانوری از تیره نخستینیان از شاخه پستانداران از گونه آدمها که بسبب رشد کامل مغز از دیگر جانوران ممتاز است و قدرت بیان افکار بوسیله تکلم و خط دارد و تنها جانوریست که همیشه ایستاده راه میرود .

در آغاز به جانور بودن انسان اشاره کرده است که خود به موجود بودن انسان ایمان دارم و نه به جانور بودنش و همین معنی نشان می دهد که هنوز به قدرت انسانی پی نبرده ایم که این گونه معنی می کنیم .سپس گفته که به سبب رشد کامل مغز ، که من هنوز انسانی را مشاهده نکرده ام که رشد کامل مغزی کرده باشد !!!!!!! و یک نکته ی مبهم این است که نوشته : انسان از گونه ی آدمهاست ...!!!

اگر کسی از گونه های مختلف آدم خبر دارد که انسان در ردیف آنهاست من را خبر کند . سپس گفته است که تنها جانوری است که همیشه ایستاده راه می رود که من مردمانی را دیده ام که روی دست راه می روند ( وقتی انسان بخواهد بهانه جویی بکند از هر دستاویزی استفاده می کند .)

در این جستجو به چیز های دیگری هم برخورد کردم که مرا از مسیر خارج کرد و موضوع اصلی را پراند .

در نوشته های بعد ادامه دارد ....

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 0:22 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


عابر می گذشت

                     تنها در مسیر  ِ لخت

به دود کردن ِ کلمات

و به فریاد کردن ِ واژه های ِ تلخ

و به ژاییدن ِ هجا به هجای ِ عشق .

سیمایش همه درد

                         دلهره در دل

                                        و انتظار در پای

خسته

در مسیر لخت

عابر می گذشت .

 به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 0:32 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نوشتن برای من یک تفریح است و وقتی می نویسم آرامش پیدا می کنم و وقتی دیدگاه های دوستان نادیده ام را می بینم از خوشحالی می خندم . ولی نوشتن یا یک ذهن آشفته و غرق در دنیای کلمات می خواهد و یا یک ذهن آزاد و رها ... ولی من میان این دو مانده ام و روزهایی که گذشت را ننوشتم و خیلی دور ماندم از این تفریح و تازه فهمیدم که بدون نوشتن آرامش لازم را برای ادامه دادن ندارم . این نوشته جهت دار نیست و چون دیدگاه های شما عزیزان به مرز چهل رسید شرمنده شدم و حتی یکی از عزیزان گفته بود که چرا نمی نویسم و من هم تصمیم گرفتم که هماره بنویسم ...

اکنون باید چه نوشت ؟

باید از زندگی روزمره و تکراری نوشت ؟ یا باید از مشکلات اجتماع نوشت ؟ یا از مشکلات سیاسی نوشت ؟ آیا نوشتن از مشکلات شخصی بهتر نیست ؟ یا از هنرهایی که داریم باید بنویسیم  ؟ یا خودنمایی کنیم و نوشته هایمان را به رخ بکشیم ؟ یا اینکه شعرها و داستان ها و مقاله های چاپ نشده را باید نوشت ؟ آیا باید از عقده هامان بنویسیم ؟ یا خاطرات زندگی مان ؟ از شادی هایمان یا از غم هایمان ؟ از بنگ و حشیش و اعتیاد و مواد مخدر باید نوشت یا از نبود آب و برق و گاز و .. سفرهای استانی بیهوده ؟ از دانشگاه بی در و پیکر یا از نبود آموزش درست ؟ از نبود فرهنگ در جامعه ؟ از نبود تئاتر ، سینما ؟ از زیادی غم و ماتم و مراسم بزرگداشت و یادبود و تشییع جنازه و اخبار دروغ و فلان کس و فلان آیت ا... باید نوشت ؟ آیا می شود شادی را پیدا کرد و نوشت ؟ آیا کسی اینجا هست که بگوید از چه باید بنویسیم ؟ از کجا شروع کنیم ؟ اینجا آیا شخصی است یا همگانی ؟ آیا نوشتن خاطرات روزانه کفایت می کند ؟ .........................................................

مهمترین سوال بالا این بود که این فضا شخصی است یا همگانی؟

تا دیدگاه شما چه باشد ..........

..........................................................................................................

از این پس در قسمت دیدگاه ها به پیروی از برخی دوستان پاسخ می گذارم ... سپاس از دیدگاه شما.

نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 19:50 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | نامه ی مجازی | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com