تبليغاتX
عابری زیر آسمان سربی کوتاه

به خشنودی اهورامزدا

انسان زندگی مرگ

امروز ایران کسی را از دست داد که سیاه تنها رنگی نمی تواند باشد برای ماتم ازدست دادنش . نمی دانم امروز باید خوشحال باشم برای او یا ناراحت . کسی که ساده بود و بزرگ بود و به قول معروف هیچ چیز کم نداشت . صدایش سرشار از عشق بود و احساس . ماندگار بود جاودان . زبان در گفتن خوبیها و قدرت او کم می آورد . اشک دارد می ریزد . اصلا نمی دانم باید چه بنویسم . مانیتور تار شده است و من احساس کوچکی می کنم .

این چه قانون و مسلکی است نابازیگرها ستایش می شوند . خسرو عزیز من را ببخش که دوستت داشتم و الان دارم برایت اشک می ریزم . من را ببخش که بیشتر از این نمی توانم دوستت داشته باشم . من را برای همه ی بی ملاحظگی هایم ببخش که نتوانستم تمام فیلم هایت را ببینم و از آنها لذت ببرم . من را ببخش که تا وقتی زنده بودی به دیدارت نیامدم . مرا برای همه ی بدی هایی که به تو شد ببخش .

بازی بی نقص و زیبای تو را در حکم فراموش نمی کنیم و برای همیشه در قلبمان جاودان می مانی.

امروز صبح خسرو عزیز بر اثر ایست قلبی در گذشت . از دوست داران او میخواهم به معنای واقعی برایش ..........

ببخشید دیگر نمی توانم بنویسم و از این همه جمله های نا مربوط متاسفم . از روی احساس بود. نمی دانم برای چند عزیز دیگر باید مظلومانه نوشت .

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 16:20 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


همه ما اینطور بار آمده ایم که فقط بپذیریم و دنبال راه هایی بگردیم که از کنار مسائل بگذریم و از کشمکش ها اجتناب کنیم .. و بهترین راه برای این منظور وجود مسئولیت مشترک است..

پس برای اینکه مسائل مشترک ، منافع مشترک داشته باشد قانون به وجود آمد. همیشه در منافع و مسائل مشترک بحث و دعوا فراوان است و قانون ها نه به قصد حل مسائل و مشکلات ، بل به این منظور که دعوا ها و بحث ها تا ابد ادامه پیدا کند ، به وجود آمدند.

خدا آدم را آفرید و چون می دانست که روزی بهشت یکنواخت خواهد شد قاون وضع کرد و گفت که آی آدم و آی حوا اگر از قانون سر پیچی کنید ، مجازات می شوید . خب اگر حوا ، آدم را فریب نمی داد و آدم و حوا سیب یا همان سرپیچی از قانون را انجام نمی دادند ، هیچ اتفاق جالبی در این چند هزار سال اخیر رخ نمی داد . خدای قانون گذار ، قانون وضع کرد و بعد هم راهی برای سرپیچی از آن قرار داد . صرفا برای اینکه مجازات را پدید آورد . خدا خود می دانست که آدم و حوا یک روز حوصله اشان از کمال سر می رود و میخواهند که چیز های دیگر را نیز تجربه کنند . و چون ما هم ذره ای از وجود خدا هستیم پس به قانون گذاری عشق می ورزیم و تا بتوانیم مجازات های سنگین برای تخطی از قانون می گذاریم.(دیگر از بهشت رانده شدن مجازات سخت تری مگر هست؟)

قانون : مهم نیست که چقدر غیر منطقی ، بیهوده یا مهمل باشد ، مهم این است که قانون باشد با مجازاتی در خور قانون...

دادرسی : این است که انسان و اشخاص با تجربه تر و زرنگ تر(واژه ای در خورشان پیدا نمیشود) بر انسان ها و اشخاص بی شیله پیله پیروز شوند .(که امیواریم با ظهور کسی اینطور نشود)

ما همین طور هستیم .

البته با خصلت ها و حس های متفاوت که همه ما  ،جای همه رابه حس ترس اجاره داده ایم

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 2:26 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


همیشه باید بهانه ای برای وارد شدن باشد . بهانه سرچشمه ی همه ی بودن هاست . باید بهانه ای باشد تا زندگی جریان عادی خود را طی کند . بی بهانه میشود فقط زنده بود یا نفس کشید . بهانه ی ورود من به دنیای مجازی آشنا کردن دیگران با دنیای وجودی ی خودم و بهانه هایی که برای زندگی کردن دارم ، هست و خواهد بود .

پس میگویم که بهانه ی من دوستی بود که حتما دوستش دارم هم با دلایل احساسی و هم با دلایل عقلی . پس هیچ گاه این دوست داشتن کمرنگ نخواهد شد .

امیر عزیز بهانه شدی برای وجود افکارم در دنیای مجازی .

                                                                            مشتاقانه میخواهم بنویسم

نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 5:16 توسط عابر


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | نامه ی مجازی | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com