تبليغاتX
سیماب
خطاب به کمیته فیلترینگ: آینه چون عیب تو بنمود راست خودشکن آینه شکستن خطاست

زینب بهترین پرستار است.

چرا که او علاوه بر پرستاری از انسانها،پرستار انسانیت بود؛پرستاری از آرمان ها وحقایق قیام امامش مهمترین رسالت او بود.


واینان ،الگو های معاصر پرستاری اند...

یادشان گزامی راهشان پر رهرو باد...

+ نوشته شده در  90/01/20ساعت 20:11  توسط آب | 

بارش پرنده در آمریکا و اروپا بحرانی جدید برای غرب

آخه چی تا هی تقی به توقی می خوره سریع میگین بحران و غرب درحال نابودی و...

من موندم چرا چون خودتون پیشرفت نکردین هی میخواین پیشرفت بقیه رو خراب جلوه بدید؟

اینا همش از پیشرفت تکنولوژی هاشونه ... یاد بگیرید ... ما کشور های در حال توسعه تو بار بر کردن ابرها و ایجاد بارش مصنوعی موندیم اون وقت این کشور های پیشرفته ...

انصافا کار سختیه ها ... این جا باید گفت :

جلّ الخالق...

+ نوشته شده در  89/10/21ساعت 9:42  توسط آب | 

 سه شنبه 21/10/89 اولین بازی فوتبال ایران در جام ملت های آسیای قطر

( ایران عراق )

حتما شما دوستان ورزش بین به یاد دارید در ورزشگاه های قطر در بازیهای جام چهار جانبه چه اتفاقی افتاد ...

اگر به یاد ندارید باید گفت : ... ایران بین چهار کشور شرکت کننده در این بازیها چاهرم شد ان هم بدون حتا یک امتیاز یعنی ایران در آن سری بازی ها حتی یک مساوی هم کسب نکرد و...

خوب حتما شنیدید که رییس فدراسیون فوتبال چند وقت پیش فرموده بودند :« مابه فکر قهرمانی در جام ملت ها هستیم .»

من میخواستم یه خواهش سیمآبی از دوستان ورزش دوست فدراسیون بکنم :« ما به قهرمانی ، نایب قهرمانی یا حتی نایب نایب قهرمانی هم فکرنمی کنیم در واقع ما به همون نایب آخری راضی هستیم فقط لطفا به دوستان ورزش بازی کن بگید آخر نشوند ... اگر هم شدن که خوب شدند دیگه ...»

+ نوشته شده در  89/10/20ساعت 14:23  توسط آب | 
ماه محرم آغاز شده ... خوب حتما همه ی شما خبر دارید پس با خود میگویید از غیب گفتی ... من هم نیامدم تا چیز هایی را بگم که میدونید ...

چند ماه پیش ماه رمضان بود ... این هم میدونید ... جمعه ی آخر ماه رمضان روز جهانی قدس بود مثل هر سال ... و دقیقا مثل هر سال از اول هفته ای که جمعش روز قدس بود اشعار و تصاویر فلسطین و غزه شروع شد و تا دوشنبه ی هفته ی بعدش ادامه داشت ...

سال پیش ماه محرم که شروع شد دقیقا مثل هر سال برنامه های طنز تلویزیون قطع شدند ، سریال های جدید شروع شدند ... تا سه روز بعد از عاشورا ادامه داشتند و بعد همه ی برنامه های تلویزیون به حالت عادی برگشتند حالا شاید زیاد ، نه اما از اون حالت ده روز اول بیرون آمدند و برنامه ها روال عادی خود را داشتند تا چند روز مانده به اربعین ...

...که دوباره برنامه های عادی قطع شدند و برنامه های عزاداری اربعین پخش شدند و بعد از چند روز که از اربعین گذشت دوباره روال عادی برنامه ها از سر گرفته شد ... خوب شما میگویید: که همه ی اینها را خودمان هم میدونستیم ...

درسته اما سوال من اینه که آیا میدونستین : ... عید نوروز امسال که گذشت اسرائیل قصد داشت مسجدالقصی را خراب کند و ساختمان معبد حضرت سلیمان را که در جای دیگری ساخته شده بود سر جای مسجدالقصی قرار دهد ؟ ... آیا میدونستید که غزه همچنان در محاصره است و با خارج هیچ ارتباطی ندارد ؟ ... آیا میدونستین زمانی که همه ی ما درحال تماشای بازی های جام جهانی بودیم و برای برد یا یاخت تیم ها شرط بندی می کردیم اسرائیل در حال گسترش شهرک سازیش بوده؟ ... آیا میدونید که هر روز چند فلسطینی ... چند افغانی ... چند عراقی ... چند مسلمون ... چند انسان در سراسر این جهان کشته می شوند؟؟؟؟؟؟ ... حرف من اینه که ما چرا سالی یکبار یاد فلسطین می افتیم ...؟؟؟

... چرا فقط یکی دو دهه برای امام حسین ... امام حسینی که پرچمدار عدالت در جهان است عزاداری میکنیم آن هم فقط عزاداری میکنیم ... بدون اینکه بدونیم چه میگفت امام حسین ...؟ چرا بیعت نکرد با یزید ...؟ و چرا برادرش بیعت کرد با معاویه ...؟

و هزار چرای دیگر ... که دیگر این را نمیدونم ... نمیدونی ... نمیدونید ... نمیدونیم ........
+ نوشته شده در  89/09/23ساعت 17:6  توسط آب | 

همچون سرو ... عنوان یک سریال ... عنوان یک سریال جنگی ... عنوان یک سریال جنگی یه نمونه طنز ... اگه هنوز ندیدنش و دوست دارین ببینینش یا دیدینش سلام من رو بهش برسونین و ازش این چند دونه سوال رو دونه دونه بپرسید :

1) این آقایون کجای جنگن ؟

الف) 53 تا خط قبل از خط مقدم                                                     ب) منطقه ی مرفع نشین جنگ

ج) اشتباهی رفتن و شرق کشورن                                                      د) توی جنگ نیستن

2) عراقیا چرا با توپ خونه و هواپیما اونجا رو میزنند؟

الف)آدرس آبادان رو گم کردن                                                         ب) مخوان لوله های توپشون گرم شه

ج) برا خندش                                                                              د) هویجوری

3) این دفتر آقای فرمانده از کجا اومده و صاحب قبلیش کی بوده که این قدر عریض وطویله ؟

الف) قبلا مال صدام بوده قنیمت گرفتن

ب) مال شاه بوده که از هواپیماش که داشته از اونجا به مصر میرفته میافت

ج) قبلا مال خودش بوده از شهر اورده

د) قبلا مال بابا لنگ دراز بوده و اونجا به سختی می خوابیده ( واسه همین دادش به اینا )

4) اینها که پنج شیش نفر بیشتر نیستن مسئول تبلیغات میخوان چیکار؟

الف) همین پنج شیش نفر هم از راه بدر نشن                                       ب) همین پنج شیش نفر خوابشون نبره

ج) به عراقیا بگن ما هم شعر میخونیم (البته اگر صداشون به عراقیا برسه )     د) بگن تو جبهه مسئول تبلیغات هم بوده

5) این قرارگاه اصلیشون ( یا همون مقری که ازش دستور میگیرن ) کجای مقر ایناست؟

الف) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره پس خط جلوشونه

ب) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره پس خط عقبشونه

ج) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره  معلوم میشه توی جنگن

د) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره معلوم میشه منطقه فقیر نشینن

6) و اما سوال اصلی این جنگ بین کدام دو کشور است ؟

الف ) این یکی الف ، ب و ... ندارد چون هرچه سعی کردم توجیهی بیارم که این جنگتوی ایران ( یا هرکشور دیگری) بوده نتوانستم ... یعنی میشد به دارغوزآباد مربوطش کرد اما ما که شانس نداریم فرداش از دارغوزآباد می اومدن جلبمان میکردن ...

6)) به نظر شما جنگ ما آر بوده که این دوستان تخیلی فیلم ساختن؟؟؟؟؟؟؟  

{ البته این سوالات همه بخشی از دریای سوال بود که اگر خوب اینها پاسخ داده شوند باری از دوش ذهن من باربر برداشته میشود.... }

+ نوشته شده در  89/08/25ساعت 23:7  توسط آب | 
برنامه تلویزیونی هفت که جمعه شبها به بررسی وضعیت سینمای ایران می پردازد و هر هفته یکی از فیلمهای در حال اکران را با حضور عوامل آن بررسی می کند جمعه این هفته مورخ 89/7/30 به ارزیابی فیلم سینمایی "ملک سلیمان(ع)" خواهد پرداخت. تهیه کننده ، کارگردان و امین زندگانی بازیگر نقش حضرت سلیمان در این برنامه حضور خواهند یافت
شما می توانید در نظر سنجی سایت این برنامه ( هفت ) نیز شرکت کنید.
+ نوشته شده در  89/07/28ساعت 23:42  توسط سیم | 

فیلم سینمایی "ملک سلیمان" شاهکار سینمای ایران  فیلم بین المللی ایرانی و ماندگارترین فیلم تاریخی ما از چندی پیش اکران خود را در ایران همزمان با آمریکا و شرق آسیا آغاز نمود.

2

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این فیلم که به دلیل تصویر سه بعدی و صدای دالبی توانایی پخش در سینماهای ایران را نداشت و فعلاً به صورت معمولی اکران می شود موجب ارتقای تکنولوژی سینماهای ما شد.

3

+ نوشته شده در  89/07/20ساعت 21:16  توسط سیم | 


قبل از نوشتن حرف اولم چند تا سؤال مپرسم كه اميدوارم اگه حوصله نداريد توي نظراتون جواب شو بنويسيد حداقل توي دلتون جواب شو بديد:

شما حاضرين يك متن كه هيچ متني نداره جز حاشيه رو بخونيد ؟ يا اصلا وقتي داريد يك متن از يك نويسنده ي بزرگ رو مي خونين كه پر از آرايه هاي تضاد، تشخيص، تشبيه و... (اينا رو گفتم نگين بي سواده ) هست چقدر به حاشيه اش توجه ميكنين، كه مثلا چه جور گل و بلبلي دورش كشيده ... چقدر حاشيه گذاشته يا اصلا حاشيه گذاشته يا نه ؟ يا اصلا يك مثال جوون پسند وقتي دارين يك بازي فوتبال مهم رو از تلويزيون ( مثل بازي ايران برزيل ) تماشا ميكنين چقدر به حاشيه ي زمين بازي توجه ميكنيد كه مثلا چمن كاري شده يا نه ... چمنش خوب هست يا نه ...؟

و اما حرف اولم : شايد در جواب همه ي اين سوال ها گفته باشيد نه يعني نشده به حاشيه ها توجه كنين و ...

اما حاشيه اي كه من ميگم خيلي بزرگه بزرگتر از حاشيه ي زمين چمن يا حتي بزرگتر از 1000 تا زمين چمن ، يك حاشيه دور يه شهر، يه شهر بزرگ.

يه حاشيه ي كه به اندازه ي1000 تا آدم يا نه به اندازه ي 1000 تا 1000 تا آدم جا داره ، 1000 تا 1000 تا آدم كه زندن، زندگي ميكنن، ولي ديده نمي شن چون من ، تو ، ما ، همه ي ما نگاهامون به متن اون نويسندس به تعداد گلهاي برزيله ، به سطر هاي خالي متن بي متن...

+ نوشته شده در  89/07/17ساعت 22:53  توسط آب | 

سلام بر بينندگان عزيز اين شبكه و اين برنامه ، اين هفته هم در خدمت آقاي مهندس سانسورينگ مسئول محترم مديران (اسبق اسبق، اسبق و... ) بخش مبارزه با جنگ نرم صدا و سيما هستيم و از بيانات ايشان در رابطه با جنگ رسانه اي يا همان جنگ نرم استفاده مي كنيم. اميدوارم تا پايان برنامه با ما همراه باشيد . خوب آقاي دكتر بفرماييد.

- من هم سلام عرض مي كنم خدمت شما و بينندگان عزيز اين برنامه. خوب با شروع حملات رسانه اي من و دستي چند از دوستانم مدتي است كه فيلم ها و سريال هايي را كه بيشتر هم از كمپاني ...اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... كه وابسته به كشور اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... است رو بررسي كرديم و فهميديم كه اين فيلم ها واقعا چقدر مبتذل هستند. براي مثال همين فيلم ... اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... يا همون سريال ... اسم شو نمي برم تبليغ ميشه ... شما بايد ببينيد شان تا بفهميد كه چقدر مبتذل هستند...

- بله، آقاي دكتر خيلي متشكر، و حالا يك سؤال ...

- بفرماييد .

- آقاي مهندس مي خواستم بپرسم طبق گفته ي شما سريال ...

- اسم شو نبر تبليغ ميشه ...

- بله حواسم هست همون سرياله چرا اينقدر بين بچه هاي دبيرستاني ودانشگاهي وحتي راهنمايي پخش شده ؟ چرا جلوي فروش همچين سريال هايي را در كشور نمي گيرند؟

- البته فراگير شده اما نه خيلي در حال حاضر من بايد اعتراف كنم درسته ما حدود 10 ميليون نوجوان و جوان داريم كه خوب بخشي از آنان درگير اين سريال ها شدند اما هنوز بخش كثير بچه هاي ما كه از سنين 1تا 7 سالگي را در بر ميگيرند به طور مستمر اين سريال ها را نميبينند و بخش كثير تر بچه هاي ما كه از 1تا 12 ماهگي را در بر مي گيرند اصلا اين سريال ها را تماشا نمي كنند و اين يعني ما ميتونيم به حدود دو نسل بعد از اينده اميدوار باشيم.

- بله، متشكرم آقاي دكتر كه وقتتون را در اختيار ما قرار داديد ، از شما بينندگان محترم هم تشكر ميكنم و همچنين عذرخواهي ميكنم كه وقت برنامه ي اين هفته ي ما اين قدر كوتاه بود ، دليلش هم پخش سريال ...

- ... اسم شو نبر تبليغ ميشه ...

- ... بله حواسم هست ... تبليغ ميشه ...

+ نوشته شده در  89/07/15ساعت 22:46  توسط آب | 

این هم بخش های دیگری از رمان "منِ او" اثر استاد رضا امیرخانی که قول داده بودم:

من او.  .  .  علی خشمگین ایستاد. دستش را دراز کرد و یکی از انارهای تازه رسیده را کند. خوب نگاهش کرد. یاد کریم و مهتاب و درویش مصطفا افتاده بود. دستش را عقب برد و انار را محکم توی دیوار کوبید. انار ترکید و خونابه اش ازدیوار سرازیر شد علی گیجاویج شده بود. انارهای تازه رسیده ی پاییزی را یکی یکی می کند  و توی دیوار میکوبید. انارها به دیوار می خوردند و می ترکیدند و خونابه شان روی زمین می ریخت .  .  . مهتاب اشک ریزان از دالان بیرون آمد، فریاد کشید:
        - علی! بسه دیگر، به خاطرِ من  .  .  .

این رمان را بعد از این می توانید نه به فارسی بلکه به عربی بخوانید حالا نمی دانم اسمش را چه می خواهند بگذارند «أنا هو» یا «أنا هی» ؛ نام این داستان زیبای علی و مهتاب را .

+ نوشته شده در  89/06/27ساعت 21:52  توسط سیم |