همه ما اینطور بار آمده ایم که فقط بپذیریم و دنبال راه هایی بگردیم که از کنار مسائل بگذریم و از کشمکش ها اجتناب کنیم .. و بهترین راه برای این منظور وجود مسئولیت مشترک است..
پس برای اینکه مسائل مشترک ، منافع مشترک داشته باشد قانون به وجود آمد. همیشه در منافع و مسائل مشترک بحث و دعوا فراوان است و قانون ها نه به قصد حل مسائل و مشکلات ، بل به این منظور که دعوا ها و بحث ها تا ابد ادامه پیدا کند ، به وجود آمدند.
خدا آدم را آفرید و چون می دانست که روزی بهشت یکنواخت خواهد شد قاون وضع کرد و گفت که آی آدم و آی حوا اگر از قانون سر پیچی کنید ، مجازات می شوید . خب اگر حوا ، آدم را فریب نمی داد و آدم و حوا سیب یا همان سرپیچی از قانون را انجام نمی دادند ، هیچ اتفاق جالبی در این چند هزار سال اخیر رخ نمی داد . خدای قانون گذار ، قانون وضع کرد و بعد هم راهی برای سرپیچی از آن قرار داد . صرفا برای اینکه مجازات را پدید آورد . خدا خود می دانست که آدم و حوا یک روز حوصله اشان از کمال سر می رود و میخواهند که چیز های دیگر را نیز تجربه کنند . و چون ما هم ذره ای از وجود خدا هستیم پس به قانون گذاری عشق می ورزیم و تا بتوانیم مجازات های سنگین برای تخطی از قانون می گذاریم.(دیگر از بهشت رانده شدن مجازات سخت تری مگر هست؟)
قانون : مهم نیست که چقدر غیر منطقی ، بیهوده یا مهمل باشد ، مهم این است که قانون باشد با مجازاتی در خور قانون...
دادرسی : این است که انسان و اشخاص با تجربه تر و زرنگ تر(واژه ای در خورشان پیدا نمیشود) بر انسان ها و اشخاص بی شیله پیله پیروز شوند .(که امیواریم با ظهور کسی اینطور نشود)
ما همین طور هستیم .
البته با خصلت ها و حس های متفاوت که همه ما ،جای همه رابه حس ترس اجاره داده ایم
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 2:26 توسط عابر
[ ) ] [ ] [
5 ]